ذبيح الله صفا
23
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
سلسلههاى پادشاهان مسلمان هند درينجا ذكرى از سلسلههاى سلاطين مسلمان هند كه در قرن هفتم و هشتم در قسمت بزرگى از نواحى شمالى و قسمتهاى مركزى و شمال غربى شبهجزيرهء هندوستان فرمانروايى داشتهاند ، لازمست . نام ايشان را مطلقا بعنوان آنكه ايرانى يا مربوط بايران بودهاند نمىآوريم ، بلكه علّت آنست كه درگاههاى آنان يكى از مهمترين مراكز تجمّع دانشمندان و نويسندگان ايرانى بود كه از برابر مغولان مىگريختند و يا اوضاع آشفتهء قرن هفتم و هشتم هجرى آنان را بجلاى وطن برمىانگيخت . دربارهء مبادى كار سلسلههاى مسلمان هند ، و اينكه چگونه بعد از ضعف سلسلهء شاهان غورى بوجود آمدند ، پيش ازين سخن گفتيم ( جلد دوم ص 55 - 58 ) . سلسلهء سلاطين دهلى يعنى جانشينان قطب الدين ايبك ( م . 607 ) و شمس الدين التتمش ( م . 633 ) تا سال 687 حكومت داشتند . مركز حكومت اين سلسله دهلى بود و شمس الدين التتمش بزرگترين پادشاه اين سلسله ، ناصر الدين قباجه را به شرحى كه در مجلد دوم ديدهايم بسال 624 هجرى چنان از پاى درآورد كه ناگزير خود را غرقه ساخت و بدين ترتيب ايالت سند را بر متصرّفات خود افزود و همچنين حاكم بنگاله را نيز بشناختن حكومت خود مجبور ساخت و در نتيجه قسمت بزرگى از هندوستان در قبضهء اختيار او درآمد . اعقابش تا سال 644 حكومت داشتند و بعد از آن غياث الدين بلبن و پسرش معزّ الدين كيقباد تا سال 687 حكومت راندند و بدست تركان خلجى از ميان رفتند . درگاه پادشاهان سلسلهء سلاطين دهلى ملاذ اكابر و سادات و شاهزادگان و علما و نويسندگانى بود كه از خراسان گريخته و در هند مجتمع شده بودند . مثلا تنها در درگاه سلطان ناصر الدين محمود بن شمس الدين التتمش در يكى از روزهاى بار بيرون از صدور و سادات و مشايخ نامدار « بيست و پنج شاهزادهء عراق و خراسان و ماوراء النهر كه در فترات چنگيز خان بهندوستان آمده » بودند حاضر بودند « 1 » ؛ و همچنين در عهد غياث الدين بلبن « در روز
--> ( 1 ) - تاريخ فرشته ، چاپ هند ، ج 2 ص 128 .